shaparake-gheseha
دلتنگي
سلام
تو اين شباي عزيز از همتون ميخوام اگه دوست داشتيد منم دعا كنيد.اين شبا به همه شما خوش بگذره.اميدوارم
بهترين اتفاقات تو اين شبا براتون بيفته.
بهترين آرزوها
و خدايي
كه در اين نزديكي است همه خوبيهاست
همه پاكي و حقيقت همه نيكي هاست
و چنانچه خواهي
كه صدايش شنوي بگزين خلوت و بسپار تو گوش به دم و بازدمت
و بياد آر
كه او از وجودت به تو
نزديكتر است. اينچنين است
كه با هر پر و خالي شدن وسعت عشق
ياد او
همدم توست
از زندگی گفتی
خندیدم ، گفتم ساده است
فکر کردی نفهمیدم، گفتی من بچه ام
از عشق گفتی، چیزی نگفتم
باز گفتی من بچه ام
آدم بزرگ! برای آن بچه ،عشق، همان شاخه گلی بود
که تو چه ساده دورش انداختی
و زندگی به سادگی بازی بچه با آدم بزرگی بود
که تو چه بی رحمانه برنده تمامش کردی بچه ای که خواستی بزرگش کنی
نه از عشق می دانست ، نه زندگی بزرگ شد و فهمید
می شود به همه گل داد بی آنکه دوستشان داشت و زندگی بازی بچه گانه نیست
باید آدم بزرگ بود تا نباخت...
آب را
تپش زنده ی آبی خواندند ، باد را
زمزمه ی بال کبوتر دیدند ، سبزه را
امیدی ، که به افکار فلک می روید ، زندگی را
خوابی ،
که نه رویا ماند ، نه به کابوس شدید
قطره ی جوهری از جنس سپید خواستن را ماند خواهش حس لطیف بودن
بودنی جنس گذر و نه از لفظ سکون زندگی جریانی ست
که به دریاچه ی باقی ریزد و سفر را ماند سفر از هیچ به او و در این راه دراز
در گلوگاه خطر پشت آن معبر خالی شده از تنهایی
در تپش های سکوت در طنین دل خویش عشق را باید چید ...
سنگ را بر میدارم شیشه اتوبوس را میشکنم میگویم نگه دارید پیاده میشوم فریاد میزند : اینجا ایستگاه نداریم مرا ده ایستگاه دورتر از ارزوهایم پیاده میکند ............................................................ به تو سپرده بودمش ، با هزار و یک امید .... وحالا برای هزار و یکمین بار
دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند !!! .......................................................... کسی نیست، بیا زندگی را بدزدیم، آن وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم. بیا زودتر چیزها را ببینیم. ببین، عقربکهای فواره در صفحه ساعت حوض
زمان را به گردی بدل میکنند.
بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشیام. بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را.
............................................................... سكوت دردناكترین پاسخ من به بیرحمی های توست! ............................................................ به دنبال بهانه ای ساده برای ادامه… به دنبال دلیلی منطقی برای درک برخوردهای بی منطق… به دنبال آینه ای برای بازتاب حقیقت… به دنبال خود و دیگری
در پس روزهای بی درنگ هفته… در پی انسان
به دنبال کمال
در مسیر سرنوشت…


این شب ها
چشم های من خسته است
گاهی اشک ، گاهی انتظار
این سهم چشم های من
است....
با
اینکه می دانم تو دیگر مرا فراموش کرده ای...
توچه تنهایم
نیامدی تا شاید وجدانت راحت بماند
نیامدی تا نشونی تمام وجودم فریاد می زد بی معرفت ترین
معشوقه ی دنیا
هستی
تا یادت نیاید روزگاری كه تمام دنیایم بودی!!!
| Design By : Night Skin |


